۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه
مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت سوم (پایان)
البته در این باره در مقالات دیگری بیشتر توضیح دادیم که از جمله می توانید به این 3 لینک زیر مراجعه کنید: http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog- post_25.html
۱۳۹۱ آذر ۱۴, سهشنبه
مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت دوم
همە گروهای ادعاکنندە سوسیالیسم و کمونیسم، جامعەای مابعد سرمایه داری را آرمان خود معرفی میکنند، خوب عموما اختلاف کجا است؟ آیا سوسیالیسم یا کمونیسم یکی نیست؟ اگر جواب آری است، این همە گروەهای سکتاریستی به چه دلیل وجود دارند؟ اگر جواب “نە” است، پس اختلاف و تفاوت سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسمی که دیگران ادعا میکنند، کجا است؟ اختلاف در عمل یا در نظراست ؟ چه دلایلی برای اثبات ادعاهای خود دارید؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : همە گروهای ادعاکنندە سوسیالیسم و کمونیسم، جامعەای مابعد سرمایه داری را آرمان خود معرفی میکنند اما تجربه تاکنونی اینگونه بوده که سرمایه داری از بین نرفته بلکه سرمایه داری خصوصی تبدیل به سرمایه داری دولتی شده است که در واقع کل سرمایه به اختیار و تملک حزب درآمده است و حزب کمونیست با تشکیل دولت کمونیستی تمامی امکانات جامعه را در اختیار خود گرفته است که درواقع سیاستمداران جامعه بورژوازی یا خود مستقیما سرمایه دار بخش خصوصی هستند یا اینکه سیاستهای سرمایه داری را با توجه به منافع آنها به پیش می برند حال آنکه سیاستمداران دولتهای کمونیستی مستقیما ثروت جامعه را در دستان خود دارند و بر اساس تشخیص خود تصمیم می گیرند که چگونه از آن در جامعه استفاده کنند.
بر اساس تعریف مارکسیستها سوسیالیسم با کمونیسم یکی نیست و در سوسیالیسم دولت کارگری به جای دولت سرمایه داری شکل می گیرد و در جامعه کمونیستی دیگر دولت وجود ندارد و در واقع دولت در دوره سوسیالیسم اضمحلال پیدا می کند و سوسیالیسم را دوران گذر می دانند که به کمونیسم ارتقا پیدا می کند.با تعریفی که سوسیالیستهای دولت محور از سوسیالیسم و کمونیسم دارند از آنجائیکه بر طبق تعریف آنها در جامعه کمونیستی دولت وجود ندارد بنابراین تفکر ما به جامعه کمونیستی نزدیکتر است و از آنجا که سوسیالیسم را دوران گذر می دانند که باید همچنان دولت وجود داشته باشد و دولتی سوسیالیستی شکل بگیرد پس آنارشیستها در واقع به دوران گذر و تشکیل دولت اعتقادی ندارند و از طرفی دیگر خود حفظ دولت یا تشکیل دولتی جدید ضد سوسیالیستی است و اولین قدم برای آغاز جامعه سوسیالیستی باید دولت را برچید. در واقع به نظر ما اولین قدم برای ساختن جامعه سوسیالیستی باید دولت را حذف کرد و زمانی که جامعه سوسیالیستی به طور کامل ایجاد شود آنموقع آن را جامعه ای کمونیستی خواهیم نامید
اختلاف و تفاوت سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسم دولتگرا را در دو نکته اساسی می توان خلاصه کرد:
١- در سوسیالیسم آنها دولت وجود دارد که در واقع منجر به سوسیالیسم دولتی می شود ولی در سوسیالیسم آنارشیستی دولتی وجود ندارد و خود وجود دولت اولین و مهمترین مانع تحقق سوسیالیسم است و ما به جای مردم جامعه را نمی توانیم سوسیالیستی کنیم بلکه خود مردم جامعه چنین توانائی را دارند.
٢- سوسیالیسم را از دیدگاه آنها، دولت ،آنهم از بالا ایجاد خواهد کرد ولی از دیدگاه آنارشیستها خود مردم جامعه آگاهانه می توانند به جای جامعه ای با روابط سرمایه داری ،جامعه ای سوسیالیستی را بنا نهند
رامین ژوبین : همه کمونیستها خود را برابر با سوسیالیسم نمیدانند. هم میگویند که کمونیسم پس از رسیدن به سوسولیزم میتواند تحقق یابد، مثلا به عنوان نوع ” عالی شده ” و ایدهآل سوسیالیسم، هم میگویند که نقش تفکر آنها وسیله رسیدن به سوسیالیسم است و در نتیجه پدیدهای پیش از رسیدن به سسویلیزم است.
مخالفت با آنارشیستها سر راهبرد است بیشتر، مخصوصاً که بدون حزب از نظر آنها به طور واقع بینانه نمیتوان سرمایداری را وسیعا سرنگون کرد. ریشه همه اختلافات بین آنارشیستها و کمونیستها مساله حزب است - بدون حزب نمیشه دولت تشکیل داد. بعد آنارشیستها با اقتدار گرایی و بی نتیجگی تشکیل حزب هم مشکل دارند.
آخر همانطور که گفتم کمی هم در هدف و محتوای مبارزه (میانگین توجه بیشتر آنارشیستها به محیط زیست مثلا) متفاوتند.
آنارشیسم، در طول تاریخ یک جریان فکری و اجتماعی در حرکتهای آزادیخواهی و برابری طلب جامعە طبقاتی بودەاست و از شاخەهای گوناگون اجتماعی و فکری تشکیل شدەاست، شما بە کدام یک از شاخه های آنارشیسم تعلق دارید؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : درصدای آنارشیسم گرایشات فکری و گوناگون آنارکو فمینیستی، آنارکو سندیکالیستی،آنارکو کمونیستی،آنارکو اندیویدوالیستی و آنارکو پاسیویستی وجود دارد.
رامین ژوبین : به نظر من صدای آنارشیسم سعی کرده همه نوع آنارشیسم را حمایت کند. در یک بحث درونی بین من و یکی از گردانندههای صدای آنارشیسم ، نوشته بسیار کوتاه “آنارشیستهای ایران و مساله انقلاب” و پاسخها میتوان اشاره کرد:
http://fafz.wordpress.com/2011/04/12/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C- %D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C- %D9%88- %D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87- %D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8/
پاسخها
http://andishehnovin.blogspot.ca/2011/04/blog- post_14.html
از نظر من آنارشیسم تنها شرط مطلقش عدم عضویت در حزب است نه لزوما و در هر شرایط عدم همکاری و مخالفت اصولی با تحزب.
یکی که اهداف مارکسیستها را دارد و حتا در شرایطی با آنها همکاری میکند، ولی عمداً سازمان تشکیل نمیدهد، و فعالیت بدون سازمان را مهمتر و نتیجه دار تر میداند، یک مارکسیست که نیست. بلکه یک نوع آنارشیسم سودمندگرا و بسیار پرگماتیک است. اکثر فعالین صدای آنارشیسم ولی، و کّل آنارشیست ها، البته، ممکن است بیشتر از نوع اصولی تر و سنتی تر آنارشیسم باشند چون بطور اصولی و مطلق، در هیچ شرایطی با مارکسیستها همکاری نخواهند کرد، و ممکن است در همه لحظات در حال مبارزه با احزاب باشند.
البته خط کشی بین این دو مطلق و کامل نیست. هر آنارشیستی که بنظر اصولی تر فکر میکند تا حدودی هم سودمندگرا بوده و یا آن را به طور مطلق رد نکرده است. منطق پشت نوع سودمندگرا این است که اگر در شرایطی همکاری با یک حزب، یا عدم مخالفت با آن، باعث میشود اهداف آنارشیستی پیشرفت کنند میتوان استثنا گذاشت. مثلا اگر قدرت گیری حزب خاصی فرصتی را برای غیر متمرکز سازی و خودگردانی بیشتر جامعه فراهم میکند (چه به خاطر نزدیکی ایدئولوژیک چه به خاطر کمبود نیرو و ناتوانی آن دولت نسبت به شورشهای مردم)، یک آنارشیست از نظر من باید در مخالفت خود مواظب باشد. مهم تر است که نتیجه پیشبرد یک زندگی و دنیا و آنارشیستی باشد.
آنارشیستها همیشە ادعا کردەاند، کە تئوری آنارشیستی درانجام عمل انقلابی و مبارزە روزمرە طبقاتی است، طبق این اصل، رسیدن فردی شما بە ایدەهای آنارشیستی برانجام عمل انقلابی یا مبارزە روزمرە در کدام میدان یا درون کدام شاخە از آنارشیسم پدیدار شدە و بروز پیدا کردەاست؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین: این جواب را هر کدام از رفقا میبایست شخصا و جدا جواب دهند زیرا از مسیرهای تجربی متفاوتی به این نقطه رسیده اند. تعدادی از جمع ما ابتدا به وسیله آشنائی با تئوری آنارشیستی به عمل و پراتیک آنارشیستی نرسیدم بلکه درست برعکس در مبارزات روزمره متوجه شدیم که نقطه نظرات ما آنارشیستی است و وقتی ابتدا در عمل به نقد احزاب و دولتها رسیدیم و سپس به نفی آنها متوجه شدیم که دقیقا نقطه نظرات آنارشیستی داریم.
رامین ژوبین : صدای آنارشیسم یک منبع اطلاعات، آگاهی، و گفتمان است، سازمانده بینالمللی و اینترنتی در رابطه با آزادیها و مسائل مختلف مطرح آنارشیست ها، مثل روابط جنسی و مبارزه ضدّ سانسور، و یک اتاق فکر است.
وجود داشتن تعداد قابل توجهی وبلاگ و سایت هایی کە ادعای آنارشیست بودن میکنند و بر اساس گزارشهایی از جلسەهای گوناگون در کشورهای اروپایی، بە آن نتیجە میرسیم کە گروهای آنارشیستی، اینجا و آنجا موجود هستند، آیا تا حالا یا حد اقل چرا بە فکر تشکیل یک فدراسیون آنارشیستی نبودەاید؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : بله وبلاگهایی هستند که به قول شما ادعای آنارشیست بودن می کنند همانطور که ما ادعا می کنیم ولی خیلی با هم متفاوت هستند و هر چند که تعدادی ازآنها اخبارآنارشیستی را هم منعکس می کنند ولی برداشت های متفاوتی از آنارشیسم در زندگی واقعی خود در عمل اجتماعی دارند و ادبیاتی که در نوشته های خود بکار می برند با یکدیگر در مواردی بسیار متفاوت است . به هر حال ما هر کسی را که خود را آنارشیست بداند و در نوشته های خود برخوردهای انسانی با دیگران داشته باشد مایل به همکاری مشترک هستیم.
برای تشکیل یک فدراسیون نیاز به داشتن فرومهای آنارشیستی است مثل فروم خود شما ، اما آنارشیستهای فارسی زبان دیگر در خارج از کشورشامل آنارشیستهایی به شکل منفرد و بدون آنکه به هم متصل باشند و تعدادی وبلاگ نویس که خود را آنارشیست می نامند.
بخش دیگری از آنارشیستها در داخل کشور هستند که ما اطلاعاتی در باره آنها نداریم و فاقد ارتباط با آنها هستیم.
بنابراین چون ظاهرا اکنون فروم های آنارشیستی متعدد در ایران نداریم که بتوانیم فدراسیون آنارشیستی را در ایران تشکیل دهیم ولی شاید بتوانیم یک فدراسیون خاورمیانه ای ایجاد کنیم.
رامین ژوبین : از اهداف دراز مدت است. از نظر من گفتمان تئوریک و درونی بسیار جدی تر و گسترده لازم است تا این ایده عملی شود.
ارتباط شما با گروهای اجتماعی ناراضی و تشکلهای مستقل کارگری و اجتماعی یا تأثیر تبلیغ شما در مورد آنارشیسم در خیزشهای چند سال اخیر چقدر بودە است و تا چه حدی توانستە است در وجود شعار و مطالبات آنارشیستی تأثیر گذار باشد؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : مطالبات آنارشیستی چیزی خاص یا منحصر به ما نیست.آزادی و برابری ، بی هیچ اما و اگری آرمانیست که در سر هر مخالفی وجود دارد. تنها به دلیل ندانستن چگونگی دستیابی به آن و عدم آگاهی طبقاتی است که جنبشهای اجتماعی به سمت این یا آن کشیده میشوند. در صورتی که وقتی این آگاهی به وجود آید که کسی نخاراند پشت من جز ناخن انگشت من، توهم اینکه فلان دولت لیبرال یا دمکرات یا بهمان دولت کمونیست ، آینده من را بهتر میکنند از بین میرود و وقتی این امر اپیدمی شد که آینده خود را خودمان کنار هم با تشکیل شوراهایمان و تعاونیهایمان به صورت عمل خود خواسته و داوطلبانه و از روی نیروی جبر تکامل تاریخ مجبوریم بسازیم نه جبر قدرت دولتی نه اینکه وظیفه داریم یا لطف میکنیم، آنگاه مطالبات آنارشیستی در میان جنبش و گروههای اجتماعی است، ما تنها میتوانیم برای اپیدمی کردن این آگاهی به عمل تبلیغی مبادرت کنیم. تاثیر ما چقدر بوده را نمیتوانیم بدانیم آیا اصلا به حساب میاییم یا نه؟اما این را میدانیم ما صدای مخالفی هستیم که خودش هنوز به این نقطه نرسیده که ما حرف دلش را میزنیم.
از لحاظ دکترین سیاسی ناراضی را میشود راضی کرد ولی مخالف مجبور به پیروزی است زیرا در غیر این صورت محکوم به شکست است. و گروههای اجتماعی مردم در ایران از اکثریت مخالف تشکیل شده اند تا ناراضی.
رامین ژوبین : فعالیتهای مذکور در سوالهای اول کمی به طور مستقیم در تفکر و مبارزه جامعه و اقشار و طبقات اعتراضی تاثیر گذار و هدایتگر بوده. ولی به طور گسترده تر و عمیقتر، قابل توجه کنشگران و تصمیم گیرندگان پر نفوذ دایرههای مختلف قرار گرفتیم که به طور غیر مستقیم در خطوط و تفکر اقشار ناراضی تاثیر گذاشته.
در سالهای اخیر در شهرها و شهرستانهای کردستان چند بار اعتصاب عمومی رخ دادەاست، مثل اینکە همە میدانیم اعتصاب عمومی، شیوه مبارزەای آنارشیستی است و در طول تاریخ آنارشیستها تبلیغ کنندە و جانبدار آن بودەاند، تا چه حد آنارشیستهای ایران پای این مبارزە بودەاند و تأثیر داشتەاند؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : در مورد مقدار تاثیر آنارشیستهای ایران در ایجاد اعتصابات عمومی که تا کنون رخ داده است باید گفت کسانی که خود را مشخصا آنارشیست می دانند آنقدر تعدادشان زیاد نیست و آنچنان امکانات و ارتباطاتی ندارند و آنقدر در ایران شناخته شده نیستند که بتوانند اعتصابات عمومی را سازماندهی کرده باشند یا بتوانند سازماندهی کنند ولی مهم است که سیاستها و مبارزاتی را که ما قبول داریم در جامعه به پیش برود حال چه بر اثر تاثیر ما بوده باشد یا نبوده باشد. به هر حال ما در عمل از حرکتهای همسو به هر شکل ممکن دفاع می کنیم و در کمپین های مختلف حضور پیدا می کنیم.
رامین ژوبین : به نظر میاید که یک جریان بسیار پرنفوز آنارشیسم طبیعی سندیکأیی بین کارگران در ایران است. گرچه بیشتر طبیعی است تا رسما آنارشیست ، تا جائی که میدانم بسیار پر نفوذ و فعال است.
جامعە ایران تحت حکومت خدا یا دقیقتر بگویم حکومت مطلقە مذهب و دیکتاتوری ملاها، در سی و سه سال گذشتە همە آزادیهای فردی و اجتماعی را از مردم گرفتە است و هر جور مخالفت با شریعت اسلام و قانونگذاری آخوندها با مرگ و زندان و شکنجه روبرو بودەاست، در اینجنین فضایی آنارشیستها چگونه توانستەاند بە مبارزە اجتماعی برای آزادی فرد و جامعە، برای برابری همە جانبە افراد و گروها و عدالت اجتماعی ادامه بدهند؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : ما خود را جز کوچکی از یک حرکت بزرگتر و وسیعتر می دانیم که بە مبارزە اجتماعی برای آزادی فرد و جامعە، برای برابری همە جانبە افراد و گروها و عدالت اجتماعی ادامه می دهد و در واقع با آنها همراه هستیم و یک بخش کوچک چنین اهدافی را ما نیز دنبال می کنیم
ژوبین رامین : آنارشیسم زیر جمهوری اسلامی بیشتر با ایجاد بینظمی ها، فضاها و فشارهای اجتماعی و فرهنگی تداوم و تاثیر مثبت داشته تا سیاسی. برای رشد یک جنبش سیاسی آنارشیست نیاز به رشد گفتمان درونی و آگاهی میان آنارشیستها و عموم است
زیر سرکوب جمهوری اسلامی، یکی از ارتجاعی ترین حکومتهای طبقاتی، زنان بیشتر از همە مورد ستم و بی حقوقی و شکنجە و آزار و بیشتر از همە مورد سنگسار و شلاق و مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند که در این زمینه دولتها و احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران بر آن سرمایەگذاری سیاسی کردەاند و بە شکلی زنان آزادیخواە و برابری طلب را بە فمینیسمهای قدرتطلب متوهم کردەاند. آنارشیسم کە همیشە در رادیکالترین موضوع گیری در برابر تبعیض انسانها مخصوصا تبعیض جنسی بوده است تا چه حد آنارکوفمینیسم در مبارزە زنان آزادیخواە ایران و آگاهی مردم بە شیوە عمومی و مخصوصاً زنان ،جا گرفتە است؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : متاسفانه به دلیل اینکه کلا آنارشیسم در ایران زیاد شناخته شده نیست و مخصوصا آنارکو فمینیستهای فعال در جنبش زنان ایران نداریم و ما هنوز دارای یک جنبش آنارشیستی در ایران نیستیم، طبیعتا آنارکو فمینیسم هم در مبارزە زنان آزادیخواە ایران تاثیری نداشته است ولی تا حدی در جنبش کارگری آنارکوسندیکالیست ها تاثیراتی را داشته اند چراکه در بین فعالین کارگری، آنارکو سندیکالیستهای فعالی را داریم.
رامین ژوبین : از طرف چپ اتفاقا بر عکس، جنبش زنان ایران به خاطر دوری و مخالفت زیادی با قدرت طلبی مورد انتقاد قرار میگیرد. این یک دست آورد انارکافمنیسم است ولی با ایدئولوژی مبارزه مدنی و لیبرال و سوسیو دموکرات آمیخته و منحرف شده. یک انارکافمینیست لزوما مدافع مبارزه مدنی نیست و در هر شرایط فرق میکند (اما گلدمان الگو یا نمونه خوبی در این رابطه است). راه مقابله آنارشیستی بستگی به شدت خشونت دولتی ، تاثیر و دستاورد عمل مورد برسی، و گزینههای موجود بستگی دارد.
در زمانهای مختلف و در برابر اعمال رژیم و طرح و سیناریوهای ابر قدرتها، بحثهای گوناگون بر سر مسئلە ستم بر اقلیتهای ملی و حق تعیین سرنوشت یا خودمختاری مناطق ایران مطرح شده است، پاسخ و جواب شما یا آلترناتیو و راە حلهای آنارشیستی در مقابل آنها و در این مورد مشخص چیست؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : از آنجائی که آنارشیستها با مرزهای مصنوعی که دولتها بین انسانها کشیدن و نام آن را کشور گذاشته اند کلا مخالفند و از طرفی دیگر هم با وجود خود دولتها مخالفند و هم با وجود مرزها مخالفند در نتیجه نه از دولتهای موجود و مرزهای کنونی دفاع می کنیم و نه از تشکیل دولتهای جدید و افزایش مرزها حمایت می کنیم و سیاست ما در مقابل ناسیونالیستهای غالب و مغلوب تاکید بر برداشتن تمامی مرزها و انحلال دولتها است و تاکید می کنیم که جامعه بشری نیازی به دولتها و مرزهای آنها ندارد و کره زمین متعلق به همه انسانهاست. ما حق تعیین سرنوشت و جامعه ای بدون دولت را قبول داریم و دولتها وجودشان مانع آن است که مردم هر منطقه بتوانند خودشان برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند و در واقع همه انسانها آلت دست دولتمندان ، سیاستمداران و سرمایه داران شده اند.
رامین ژوبین : به نظر من در قدم اول باید حق خود مختاری و خود گردانی هر کس باشه. دو مورد اینجا پیچیده بنظر میآیند. اول که مّلیتها مانند کرد، بلوچ و آذری میتوانند هم کشور خودشان را داشته باشند هم تجزیه نشوند. استان کردستان ایران به فرض هم استان کشور کردستان هم کشور ایران خواهد بود. دلیل اینکه با تجزیه ایران مخالف هستم ایدئولوژیک نیست، چون هدف من مثل هر آنارشیست دنیایی بدون مرز است. ولی آیا تجزیه ایران به دنیای بدون مرز میانجامد ؟ ولی چرا ایران تجزیه شود و دیگران نشوند؟ باید به برابری طبیعی همه احترام نمود و با تأسیس کشور کردستان همین میشود که همه حقوق برابراستقلال تصمیم گیری دارند. به نظر من دنیای بدون مرز یعنی تاثیر مرزها همه جای دنیا در زندگی روزمرهً از بین میرود و بی معنی تر میشوند. مثلا در رفت و آمدهای مردم دنیا (از بین بردن پاسپورت و شرایط رفت و آمد از یک کشور به کشور دیگر)، و تصمیمات اقتصادی ، انسانی ، و محیط زیستی (که جهان باید با هم تصمیم بگیره. مثلا اگر سیلی در راه است مردم آنجا باید بتوانند در کشورهای دیگر پناه و حقوق شهروندی و جهانی خود را بلافاصله داشته باشند).
مساله بعدی این است که خودمختاری از نظر آنارشیستها نه فقط باید ساختاری باشد بلکه ایدئولوژیک هم باید باشد. آیا آنارشیست اجازه میدهد یک محله مرد سالار خدمختار باشد ؟ دخالت و ایجادِ تغییر در رفتارهای ظالمانه روزمره - در خانوادهها مثلا ، همیشه در برنامه آنارشیستها بوده ، و باید مواظب بود که ساختار آنارشیستی را مساوی با آنارشیسم نکنیم. راههای دخالت در امور روزمرهً همه هم باید باشد، فقط این روشها دولتی نباید باشند. در رابطه با روشهای دخالت میتوان کلی جداگانه صحبت کرد.
ادامە دارد ….
*************
مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت اول
فیسبوک صدای آنارشیسم
فروم آنارشیستهای کردستان (KAF)
صدای آنارشیسم
www.facebook.com/anarkistan
۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه
حمایت صدای آنارشیسم- کلن از تظاهرات 16 دسامبر در دفاع از مبارزات پناهجویان
http://www5.kmii-koeln.de/
فراخوانی با
همبستگی به اعتراض پناهندگان، هیچ انسانی غیرقانونی نیست.
تازه
با افزایش درصد ناچیزی از پناهجویان از مناطق محروم به آلمان در پاییز
امسال زمانی نگذشته که صدای قدیم ضد پناهندگی و ضد خارجی بلندتر و جو جامعه
برعلیه پناهندگان تقویت میشود. تعداد اخراجیها افزایش می یابد و زندگی
پناهندگان در هایم پناهندگی دشوارتر.
ما حاضر به سکوت و قبول این شرایط نیستیم.
پیش از هفت ماه از اعتصاب خودجوش پناهندگان برعلیه انزواو نداشتن حقوق اجتماعی در آلمان و اروپا میگذرد.
اعتصاب
غذای پناهجویان از ماه مارس پس از آنکه پناهجویی ایرانی به دلیل انزوا و
شرایط سخت پناهندگی خودکشی کرد در شهر وورتسبورگ آلمان شروع شد.
پناهندگان در ماه سپتامبر دست به یک راه پیمایی ۶۰۰ کیلومتری از وورتسبورگ به برلین زدند.
باوجود حمایت فراوان از شهرهای مختلف با گزارشات وسیع در رسانه ها؛ و با مکاتبات تنگاتنگ مسئولین با اعتصاب کنندگان پناهندگان بناچار هنوز در چادور زندگی می کنند.
سرمای شدید و مشکلات اداری و واکنش منفی سیاسیون به اعتصاب پناهندگان مشکلات پناهندگان دوچندان کرده.
ما حمایت کامل خود را از این پناهجویان اعلام کرده و خواستار حمایت شما از حرکت آنها هستیم.
تظاهرا ت به حمایت از پناهندگان:
am Sonntag, 16.Dezember 2012
14 Uhr, Friesenplatz Köln
روز یکشنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲
شهر کلن، فریزن پلاتز
ما خواستار
آزادی گذر از مرزها به جای کشتار در مرزها.پایان دادن به قانون منع رفت و آمد از منطقه.
پایان دادن به اخراج اجباری پناهندگان.
اقامت دائم به جای اقامت موقت.
انحلال هایم پناهندگان و دادن محل سکونت بهتر به پناهجویان. Kein Mensch ist illegal - Köln
منبع خبر
بدینوسیله "صدای آنارشیسم- کلن" , از فراخوان تظاهرات 16 دسامبر " هیچ انسانی غیرقانونی نیست- کلن" حمایت و در آن شرکت می کند. 04.12.2012
مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت اول
مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران / ١
قسمت اول
رفیقی گرامی، برای آشنایی بیشتر خوانندگان فوروم (KAF) با آنارشیسم و مبانی و آلترناتیوھای آنارشیستی و برپاكردن بحث میان رفقای آنارشیست بر سر مسائل درگیر و موجود در جامعە و حركتھای اجتماعی، یك سال پیش این پرشھا را برای عدەای افراد آنارشیست در ایران و خارج ایران فرستادیم، اما متاسفانە تا حالا تنھا از سە رفیق جواب را دریافت كردەایم، كە بە امید شركت رفقای دیگر در بحث و گفتوگوھای آیندە، اینجا در سایت و بلاگ و صفحەی فیسبوك فوروم آنارشیستھای كردستان، جوابھا را منتشر مینمایم.
ابتدا اگر بشود، خلاصە دربارە سایت، بلاگ یا فعالیتھای خود توضیح دهید، که از چه زمانی شروع کردید و اصلاً جزوی یک گروە، فرومی اینترنتی ھستید یا كارھا و نوشتەھایت كار و بلاگ شخصی محسوب می شود؟ اگر جزوی یك گروه ھستید در چه عرصه هایی اعضای گروھتان (یا سایت و گروھی خود) فعال هستند و اگر صرفاً کار نوشتاری انجام میدهید و یک فروم اینترنتی هستید نویسندگان آن چگونه با شما همکاری میکنند و آیا نویسندگان یا مترجمان مشخصی دارید یا هر کسی میتواند با شما همکاری کند؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : قبل از اینکه شروع کنیم به سئوالات پاسخ دهیم باید یادآوری کنیم که در پاسخ به تعداد زیادی از سئوالات شما ،نظرات مختلفی در بین رفقای صدای آنارشیسم وجود داشت بنابراین پاسخ های داده شده به این مصاحبه توسط تعدادی از رفقای صدای آنارشیسم صورت گرفته است و سایر رفقا نیز می توانند در فرصتهای بعدی با توجه به نقطه نظرات خودشان به سئوالات شما پاسخ دهند.
ما جمعی آنارشیست هستیم در خارج از کشورکه پیشینیه های متفاوتی داریم ولی گذشته فعالیتهای سیاسی تعدای ازرفقای ما به فعالین و اعضای سابق سازمانها و احزاب چپ برمی گردد که به دوره ها و سالهای مختلفی مربوط می شود که با نقد و خروج از ساختار هرمی ، سانترالیستی و غیر دموکراتیک نهفته در این گونه تشکیلاتها و نقد اتوریته و اقتدار در هر شکلی ،ابتدا تصمیم به فعالیت موازی و خطی از پایین به صورت خود خواسته و داوطلبانه در کنار دیگر فعالین مستقل چپ و کسانی که به فعالیتهای غیر متمرکز و سانترالیستی احزاب و سازمانها توهمی نداشتند گرفتیم که با یک سری جلسات اینترنتی و پس از یکسری بحث به این نتیجه رسیدیم که از لحاظ دکترین سیاسی آنارشیست هستیم و تصمیم به جمع شدن کنار هم در اواخر سال ۲۰۰۹ گرفتیم که با نام “صدای آنارشیسم” شروع کردیم و بخشی دیگر از رفقای ما بسیار جوان ما هستند که گرایشات چپ و یا آنارشیستی داشتند و اینک خود را آنارشیست می دانند .
در ضمن علت انتخاب نام صدای آنارشیسم آن است که ما در حد یک صدا هستیم و نه در حد یک جنبش آنارشیستی وهدفمان آن بوده که صدای آنارشیستها را در حد توانمان منعکس کنیم و در جمع ما همه گرایشات ضد سرمایه داری آنارشیستی وجود دارد.
خورشید شاە : بنده در سطحی از فعالیت نیستم که به پاسخ پرسشهای فراوان شما بنشینم. معذور کنید اما چند نکتۀ عمومی:
فعلیت جنبشهای آنارشیستی بجز در ممالکی که سابقۀ فرهنگی آن را دارند معمولا در حد فعالیتهای انفرادی باقی مانده. در مملکت ایران هم بر همین روال. من وظیفۀ اصلی انسانهایی که به انحاء این نحله گرایش دارند رو روشنگری در سطح جامعه میدونم و گمان ندارم در پی جابه جایی احتمالی سیستم فعلی به جز قدمهایی ابتدایی در جهت برخی از کارهای عملی که خود شما در سوالات اسم بردید کاری از آنارشیستهای ایران بر بیاد. در عین حال همگرایی با چپ نو و سوسیالیستهایی که به سازماندهی از پائین معتقدند رو قنیمت میشمرم هر چند لزوم سازماندهی نیروهای آنارشیست به قوۀ خود باقیست.
در نهایت به نظر بنده فهرست بلندبالا و همه جانبۀ سوالات شما که شبیه به ورقه های کنکوری شده مسبب عدم دریافت پاسخ از سوی رفقا بوده.
رامین ژوبین : گرچه ریشههای دیگری در تجربیات کودکی من ممکنه دیده بشه به نظر میاد موقعای که در کانادا ۱۷ سال داشتم و با پدر ناتنی و کمی سنتیام مشکل پیدا کردم، و به کمک مادرم ترک خانه کردم و زندگی تنها را شروع کردم. تفکرات و یا علاقههای آنارشیستی من خودشان را واضح تر نشان دادند و این زمینهای برای ایجاد بی نظمیهای بزرگتر و هدفدارتر در عرصههای آموزشی، اجتماعی و سیاسی، و پیوستن به آنارشیسم شد خیلی مختصر به عمدهترین فعالیتها اشاره میکنم:
- بنیانگزاری یک انجمن روانشناسی آلترناتیو، مخالف روانشناسی موجود در دانشگاهم که بر ارزشگذاریهای ژنتیکی و غیر محیطی تاکید آسیب آور و غیر علمیای داشت
- نزدیک به ۱۰ سال تجربه مبارزه و بحث اینترنتی
- در ۳ سال اخیر کارهای بسیار زیادی انجام داده ام. عضو گروه رسمیای نیستم ولی نزدیکان همکار و شریک پر نفوذ زیاد روزمره و مستقیم داخل و خارج کشور زیاد دارم؛ سایتهای زیادی این فعالیتها را ثبت کرده اند ولی سایتهای زیر شخصی تر هستند و در واقع تولیدِ خودم هستند:
http://www.radiopayam.ca/parvaz.html
http://soundcloud.com/radioparvazhttp://www.facebook.com/pages/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4- %D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86/177505310824
هر کسی همیشه توانسته با ما شرکت کند و در جذب اشخاص از طیفهای مختلف معروفیم. رسمیت، مهر و لقب نداریم، ولی گروه تاثیرگذار و بسیار فعالی هستیم. از دهها شخص داخل و خارج کشور تشکیل شده ایم که بدون هیچ اجبار و فشار با ما فعالیت میکنند. خیلیها هم دارند در این رابطه فکر میکنند و هنوز دارند با ما آشنا میشوند. بدون هیچ اشاره یا پرسش از ما، هر موقع میخواهند فعالیتهایشان را حاشیهای تر یا کاملا متوقف میکنند. آخر - هر موضوع و عرصهای میتوانند انتخاب کنند.
عرصههای فعالیت:
- هنر و فیلم سازی سیاسی و مبارزاتی
- سبکهای جدید و رادیکال در برنامههای محلی/حضوری و کار رسانهای ؛ در ایجاد بحث و گفتمان سر مسائل عملی و تئوری مربوط به مبارزه و زندگی روزمره در ایران
- برنامههای یادمان جانباختگان و گفتمان عدالت
- جمع آوری کمک مالی
- سازماندهی تظاهرات و کمپینهای فشار
- هماهنگی تبادل نظر بین طیفها و گروههای مختلف سرنگونی طلب داخل و خارج ایران
- کافه فلسفه و روانشناسی
- مشاوره
- تبلیغات
- ارائه و توجیه راهبردهای مبارزاتی دراز مدت و روزمره و عینی
- گسترش تفکر آنارشیستی و طبیعت گرا
- گسترش تفکر سرنگونی طلب سیاسی
آیا قبل از شما، در دورەهای گذشتە نسلهای آنارشیست در ایران بودەاند مثلاً در دوران قیام (1357 ش / 1979م) یا تنها در میان تبعیدیهای خارج از ایران موجود بودەاند؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : بله قطعا بوده اند که در این زمینه رفقای قدیمی تر ما که اطلاعات بیشتری دارند در مصاحبه خود در آینده به آن خواهند پرداخت . تا آنجا که می دانیم نشریات نخدار ، نافرمان ، انسان آزاد ، ماهانه ،آبگون و… نشریاتی آنارشیستی بوده اند که در سالها ی پیشین چاپ میشدند و باز هم قاعدتاً در میان فعالین چپ و رفقایی که مطالعه بیشتر و تحقیق جامع تر در زمینه تاریخ چپ و متون کلاسیک چپ داشتند هم به آنارشیسم آشنائی داشتند و هم خود گرایش آنارشیستی داشته اند.
به هر حال ما می توانیم از تعدای از این جمع صدای آنارشیسم به عنوان نسل جدید آنارشیستها نام ببریم که در کنار رفقای آنارشیست قدیمی فعالیت می کنند.
رامین ژوبین : آنارشیست طبیعی همیشه زیاد بوده - یعنی درصد اشخاصی که منطق آنارشیستی را آگاهانه یا ناخودآگاه به کار میبرند ولی واژه آنارشیسم را به کار نمیبرند زیاد است. آنارشیستهای علنی و رسمی هم زمان انقلاب بوده، فقط کمتر
آیا آزادی و برابری کە آنارشیستها ادعا میکنند، همان است کە سوسیالیستها ادعا و مطرح میکنند؟ اگر همان است، این بە آن معنا است کە آنارشیسم برای خود سوسیالیسم است، اگر نه پس چه موضعی در برابر سوسیالیسم دارد و اساساً چه تفاوتی دارد؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : بحث سر آزادی و برابری فراتر از صرفا ادعا است چراکه ما و آنها در شعار از آزادی و برابری دفاع می کنیم اما اختلاف از آنجائی شروع می شود که احزاب کمونیستی به مردم وعده می دهند که با به قدرت رسیدن حزب آنها و تشکیل دولت بدست حزب ، سپس آنها به مردم آزادی خواهند داد و در جامعه برابری و عدالت اجتماعی ایجاد خواهند کرد ولی ما آنارشیستها قرار نیست به مردم با وعده دادن آزادی و برابری زمینه حکومت خود را فراهم کنیم. ما تاکید می کنیم که دولتها آزادی مشخص و محدودی به شما خواهند داد و حیطه و حوزه آزادی را خودشان مشخص می کنند و هر وقت که منافع آنها به خطر بیفتد محدوده آزادی را تنگتر خواهند کرد. ما به کسی وعده نمی دهیم که برایتان آزادی به ارمغان خواهیم آورد بلکه تاکید می کنیم که برای رسیدن به آزادی مطلوب خود باید برای آن مبارزه و تلاش کنید و با ارگانهای مخالف و محدود کننده آزادی به ستیز و مبارزه برخیزید. ما تاکید می کنیم که حق برخورداری از آزادی صدقه نیست که از دولتها و ارگانهای سرکوب آن خواهش کنیم که به حقوق و آزادی ما احترام بگذارند بلکه آزادی از حقوق اولیه و جدائی ناپذیر زندگی انسانها و حیوانها است که باید برای آن مبارزه کنیم.
ما بر ضرورت آزادی های فردی تاکید می کنیم و دولت را عامل اصلی و محدودکننده آزادی فردی می دانیم .ما معتقدیم که اگر دولت و ارگانهای سرکوب آن نباشند تا حد زیادی آزادی فرد خدشه پیدا نمی کند چراکه دولتها با تصویب قوانین محدود کننده آزادی فرد به یکباره آزادی همه را محدود یا سلب خواهند کرد ولی یک خانواده فقط برای اعضای آن خانواده می تواند محدودیت ایجاد کند و نه برای کل جامعه و از طرفی دیگر اگر ارگان سرکوب دولتها نباشد سایر مردم جامعه می توانند جلوی سلب آزادی فرد درون خانواده را با اتخاذ سیاستهای درست بگیرند و برای تامین و تثبیت آزادی فرد در جامعه بکوشند.
اما در مورد واژه سوسیالیسم باید گفت که برای مخاطب غربی ناشناخته نیست.اگر سوسیالیسم را به فارسی ترجمه کنیم جامعه باوری میشود. فکر نکنم آنارشیتی باشد که خود را سوسیالیست نداند زیرا لغو مالکیت خصوصی و مبارزه با استثمار انسان از انسان و تلاش برای دستیابی به جامعه آزاد و برابر اومانیستی (انسان باور)هدف هر سوسیالیستی است. تنها در جایی که بعضی سوسیالیستها برای رسیدن به این هدف کمونیسم لنینیستی و دولتی را انتخاب میکنند تفاوت و تمایز همچنین موضع گیری بعضی دیگر از سوسیالیستها که خود را آنارشیست میدانند با آنها به وجود میاد. در واقع ما سوسیالیستها خانواده ایی هستیم با اختلافات داخلی بر سر چگونگی دستیابی به جامعه آزاد و برابر برای انسانها هستیم هر چند این را پنهان نمیکنم که این اختلافات چه بسا خونین بوده و آنارشیستها همیشه نه تنها از سوی دولتهای سرمایه داری بلکه از سوی دولتهای کمونیستی نیز سرکوب شده اند هر چند که همیشه در صف اول و خط مقدم انقلابات ۲ قرن گذشته بر علیه سرمایه داری بوده اند.
سوسیالیستهای دولت محور معتقدا که با به قدرت رسیدن حزب آنها جامعه را سوسیالیستی خواهند کرد ولی ما معتقدیم که با تشکیل دولت بر فراز سر مردم جامعه سوسیالیستی نخواهد شد و سوسیالیسم از بالا در بهترین حالت منتهی به سوسیالیسم دولتی خواهد شد.ما معتقدیم که سوسیالیسم در جامعه ای بدون دولت و حزب توسط خود مردم می تواند متحقق شود و دولت مانع اصلی سوسیالیسم است.در سوسیالیسم مشارکت برابر و آزاد همگانی وجود دارد اما دولت و حزب مانع سوسیالیسم هستند و آنها با مردم منافع یکسانی ندارند و از امکانات همگانی در جهت منافع ویژه افراد وابسته به دولت و حزب استفاده می کنند.در سوسیالیسم نابرابری ها و حق ویژه از بین می رود و بنابراین از آنجائیکه افراد وابسته به حزب که دردولت هستند از حقوق ویژه ای برخوردار می شوند و خود دولت به نابرابری ها و بی عدالتی ها دامن می زند پس تشکیل هر گونه دولتی به معنی عدم تحقق سوسیالیسم است و یکی از شروط اولیه برای ایجاد سوسیالیسم نابودی دولت و سپس ایجاد جامعه سوسیالیستی توسط مردم در یک مشارکت برابر و همگانی تحقق پیدا می کند.بنابراین سوسیالیسم را تنها ما آنارشیستها نمی سازیم بلکه مردم می سازند که ما نیز بخش کوچکی از همین مردم هستیم.
رامین ژوبین : سوسیالیسم آنارشیستها بیشتر از لحاظ راهبرد تفاوت دارد (مثلا در مخالفت پایهای با حزب و دولت و عدم تشکیل آنها)، ولی در مجموع از لحاظ اولویت اهداف هم کمی متفاوتند، مثلا با میانگین اهمیت بیشتر به محیط زیست بین آنارشیستها
آیا میتوان از آنارشیسم ایرانی صحبت کرد؟ بە معنای دیگر در تاریخ منطقە یا ایران حرکتهای اجتماعی یا فکری یافت میشوند، کە آرمانی آنارشیستی داشتە باشند؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : آنارشیسم ایرانی به این معنی که این فلسفه و دکترین سیاسی را تولدش را در آنجا بدانیم خیر .ولی احتمالا باشند آنارشیستهایی که مثل کمونیستهای دهه ۳۰ ایران که میخواستند آنرا بومی کنند و مزدکیسم بدانند یا مثل کمونیستهای دهه ۴۰ که خواستند آنرا اسلامی کنند تا با جامعه به مشکل نخورند و از علی و حسین به عنوان سوسیالیست نام بردند، بخواهند چنین میکس هایی به وجود آورند اما واقعیت این است که این مکتب فکری،فلسفی و سیاسی زادگاهی غربی دارد و ایرانیان آنارشیست نیز به صورت علمی و واقعی پیرو مکتبی غربی هستند.البته اگر این درک دیالکتیک و علمی را داشته باشند. تمام حرکتهای اجتماعی و انقلابی منطقه خاستگاهی آنارشیستی داشته هر چند خود جامعه به آن واقف نباشد.تلاش برای رسیدن به آزادی و برابری تنها به دلیل عدم آگاهی طبقاتی در هر دوره توسط سرمایه داری جهانی و بورژوازی ملی منطقه به یغما رفت.
رامین ژوبین : از نظر من همه جنبشها در شعار و اهدافِ علنی هم نباشند ذاتأ و عملا آنارشیستی هستند و میتوانند آنارشیسم طبیعی محسوب شوند. مثلا انقلاب فرانسه به یک جنبش آنارشیستی شناخته نمیشود ولی موتور مرحله نهایی پیروزی آن محکومیتِ دولت انتقالی با عنوان “ تروریست ” بود. این اولین بکارگیری لقب تروریست در تاریخ است و بر عکس مفهوم امروزی اشاره آن به خشونت دولتی است نه خشونت ضّد دولتی شهروندان یا گروههای غیر دولتی.
غیر از آنارشیسم طبیعی زمان شاه هم زیر جمهوری اسلامی ، در ایران کمی آنارشیسم رسمی و علنی هم وجود دارد، ولی بیشتر در عرصه فرهنگسازی تا سیاسی مطرح شده.
یک چیزی هم بین آنارشیسم رسمی و غیر رسمی دیده میشود و آن جنبش تحریم انتخابات است که اخیرا هم در ایران دیده شد، هم منطقه (مثلا در مصر)، و کلا در درجات و شرایط متفاوتی در همه کشورها و چهار گوش دنیا دیده میشود.
نتیجه گیری مهم اینجا، در تائید یکی از مصاحبههای قبلی که با بچههای صدای آنارشیست شد، این است که آنارشیسم باید از دل این جنبشها رسمیت و علنیت خیلی بیشتری پیدا کند. اگر کنشگران، مردم، هنرمندان و غیره این کشورها ندانند، یا علنا نگویند که تفکر آنها و اهداف آنها آنارشیستی هستند، به اهدافشان نخواهند رسید. دلیل این بنظرام اینه که در غیر این صورت ایدئولوژیها و لقبهای دیگری خودشان را صاحب جنبشها خواهند کرد و نفوذ آنها باعث انحراف و تغییر مسیر و تفکر جنبشها میشود.
در زبان فارسی بحثهای بە اسم جغرافیای آنارشی پدیدار شدەاند، آیا این شکلی از آنارشیسم ایرانی نیست؟ لطفاً جنبەهای این بحث را برای ما و خوانندگانمان روشن نماید؟
نظام جلالی و آرش دوست حسین : شاید آنارشیسم در هر مقطع تاریخی و هر زمان واقعی در مکان جغرافیایی به شکلی خاص بسته به شرایط و ساختار اجتماعی و فرهنگی آنجا هم چنین آگاهی طبقاتی و سیاسی مردم آن جغرافیا به اشکال گوناگون آغاز شود تا به هدفی واحد برسد که در جای دیگر نیز همان خواهد بود ، اما نسبت به جغرافیای آنارشیسم با این نگاه که آنارشیسم در هر جا شکلی متفاوت خواهد داشت نیست زیرا نمیتوانیم بگویم که آنارشیسم را مثلا به اعتقادات ناسیونالیستی و مذهبی یا قبیله ایی آن مردم پیوند بزنیم تا نه سیخ بسوزد نه کباب این مثل توهم جمهوری اسلامی از جمهوریت و اسلام در کنار هم یا مثل اسلام آریایی یا ایرانی است
**************
ادامە دارد ….
*************
فیسبوک صدای آنارشیسم
www.facebook.com/anarkistan
۱۳۹۱ آذر ۹, پنجشنبه
سومین بیانیه مطبوعاتی حمله به سفارت ایران
سومین بیانیه مطبوعاتی حمله به سفارت ایران
معترضین خواستار آزادی هرچه سریعتر زندانیان سیاسی
این معترضین به هیچ گروه، حزب و سازمانی وابستگی نداشته و این عملیات برخاسته از اندیشه مستقل سیاسی این فعالین می باشد.
بعد از ظهر چهارشنبه 28 نوامبر 2012 در ساعت 2 بعد از ظهر ما تعدادی از
فعالین سیاسی به منظور حمایت از زندانیان سیاسی و انزجار از عملکرد
جنایتکارانه رژیم جمهوری اسلامی در برخورد با دگراندیشان و مخالفان خود به
سفارت این رژیم، به عنوان نماد حکومت ایران در کشور آلمان، وارد شده و با
پایین کشیدن پرچم رسمی این رژیم، هویت آن را مورد حمله قرار دادیم و
خواستار آزادی هرچه سریعتر زندانیان سیاسی در بند و بار دیگر توجه جامعه
جهانی به فجایعی که هرروزه در زندان های جمهوری اسلامی اتفاق می افتد جلب
کنیم.
در ماههای اخیر شاهد دور جدیدی از سرکوبهای نظام جمهوری
اسلامی با اعمال فشارهای فزاینده بر زندانیان سیاسی هستیم به طوری که امروز
در 44 امین روز از اعتصاب غذای نسرین ستوده، افزایش فشار بر زندانیان زن
سیاسی، مرگ دو وبلاگنویس با نامهای جمیل زویدی و ستار بهشتی در اثر شکنجه
در زندان های رژیم و همچنین بیش از 100 اعدام تنها در یک ماه گذشته موجب
انزجار بیش از پیش مخالفین حکومت از این رژیم شده است.
در جریان
این حرکت، پس از وارد شدن به محوطه سفارت ایران با برافراشتن پرچمی با
نمادهای جهان آزاد و برابری زن و مرد، و پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی و
به آتش کشیدن آن اقدام به سردادن شعار هایی همچون "زندانی سیاسی آزاد باید
گردد" و " مرگ بر جمهوری اسلامی" و پرتاب گلوله های حاوی رنگ سبز به سمت
ساختمان سفارت کردند که در ادامه آن خروج معترضین و حضور پلیس موجب دستگیری
11 نفر از این فعالین توسط پلیس آلمان شد که در روز پنجشنبه تمامی معترضین
موقتا آزاد گشتند.
بازتاب گسترده این حرکت در رسانه ها موجب عکس
العمل وزیر امور خارجه آلمان به عنوان سخنگوی دولت در امور خارج از کشور شد
که علی رغم اطلاع از جنایات این حکومت در موضعی جانبدارانه و کاملا متضاد
پس از این حرکت ضمن عذرخواهی از دولت ایران مراتب شرمساری خود را به همتای
ایرانی خود اعلام کرد. این در حالی است که دولت آلمان هفته گذشته با تشدید
تحریم ها علیه ایران خواستار فشار بیشتر بر دولت ایران شده بود.
فعالین سیاسی شرکت کننده در اکسیون ورود به سفارت ایران در برلین
بعد از ظهر چهارشنبه 28 نوامبر 2012 در ساعت 2 بعد از ظهر ما تعدادی از فعالین سیاسی به منظور حمایت از زندانیان سیاسی و انزجار از عملکرد جنایتکارانه رژیم جمهوری اسلامی در برخورد با دگراندیشان و مخالفان خود به سفارت این رژیم، به عنوان نماد حکومت ایران در کشور آلمان، وارد شده و با پایین کشیدن پرچم رسمی این رژیم، هویت آن را مورد حمله قرار دادیم و خواستار آزادی هرچه سریعتر زندانیان سیاسی در بند و بار دیگر توجه جامعه جهانی به فجایعی که هرروزه در زندان های جمهوری اسلامی اتفاق می افتد جلب کنیم.
در ماههای اخیر شاهد دور جدیدی از سرکوبهای نظام جمهوری اسلامی با اعمال فشارهای فزاینده بر زندانیان سیاسی هستیم به طوری که امروز در 44 امین روز از اعتصاب غذای نسرین ستوده، افزایش فشار بر زندانیان زن سیاسی، مرگ دو وبلاگنویس با نامهای جمیل زویدی و ستار بهشتی در اثر شکنجه در زندان های رژیم و همچنین بیش از 100 اعدام تنها در یک ماه گذشته موجب انزجار بیش از پیش مخالفین حکومت از این رژیم شده است.
در جریان این حرکت، پس از وارد شدن به محوطه سفارت ایران با برافراشتن پرچمی با نمادهای جهان آزاد و برابری زن و مرد، و پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی و به آتش کشیدن آن اقدام به سردادن شعار هایی همچون "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و " مرگ بر جمهوری اسلامی" و پرتاب گلوله های حاوی رنگ سبز به سمت ساختمان سفارت کردند که در ادامه آن خروج معترضین و حضور پلیس موجب دستگیری 11 نفر از این فعالین توسط پلیس آلمان شد که در روز پنجشنبه تمامی معترضین موقتا آزاد گشتند.
بازتاب گسترده این حرکت در رسانه ها موجب عکس العمل وزیر امور خارجه آلمان به عنوان سخنگوی دولت در امور خارج از کشور شد که علی رغم اطلاع از جنایات این حکومت در موضعی جانبدارانه و کاملا متضاد پس از این حرکت ضمن عذرخواهی از دولت ایران مراتب شرمساری خود را به همتای ایرانی خود اعلام کرد. این در حالی است که دولت آلمان هفته گذشته با تشدید تحریم ها علیه ایران خواستار فشار بیشتر بر دولت ایران شده بود.
فعالین سیاسی شرکت کننده در اکسیون ورود به سفارت ایران در برلین
توضیح جمعی ازمخالفین سیاسی رژیم و کنشگران شرکت کننده در آکسیون سفارت برلین
نظر
به اینکه طی ۲ روز گذشته مطالب مختلف و متناقضی نسبت به اقدام انجام شده
از سوی جمعی از کنشگران سیاسی ضّد رژیم فاشیستی،اسلامی ایران مبنی بر اینکه
این آکسیون سیاسی توسط اعضا سازمان مجاهدین خلق و یا عناصر وابسته به
اسرائیل انجام شده لازم است که نظر رسمی افراد عمل کننده در این آکسیون به
نظر عموم برسد:
ما جمعی از کنشگران و مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی ایران که به دلیل فعالیتهای سیاسی و مشکلات به وجود آماده برایمان مجبور به ترک ایران شدیم؛ در خارج از ایران نیز به جای اینکه راه عافیت طلبی و گوشه نیشینی و مشاهده سرکوب ها، اعدام ها، زندانیان سیاسی،و قتلهای زیر شکنجه را ببینیم و به جای اقدام به عملی مستقیم به محکوم کردن بدون تحرک این جنایات رژیم ایران بنشینیم ،در شرایط حاضر و پس از بیش از یک ماه که از اعتصاب غذا نسرین ستوده میگذرد و خطر مرگ تهدیدش میکند، و در مقابل نیروهای سیاسی، در فضای مجازی به اشتراک گذاشتن عکس او اقدام میکنند و مجامع حقوق بشری نیز فقط بلد هستند محکوم بکنند، لازم دیدیم که در عکس عمل به قتل فعالین سیاسی در زندان و زیر شکنجه،و در حمایت آشکار و همبستگی پراتیک با اعتصاب غذا نسرین ستوده همچنین، مطالبه آزادی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی این آکسیون را عملیاتی کنیم تا در داخل ایران نیز مردم بداند که نیروهای هستند که غیر از پشت فیس بوک نشستن انجام دادن را نیز بلد هستند.
در همین جا اعلام میکنیم ما گروهی از کنشگران سیاسی هستیم که هیچ وابستگی به سازمان مجاهدین خلق و رژیم اسرائیل نداریم.
محمد کلالی
آرش دوست حسین
28.11.2012
ما جمعی از کنشگران و مخالفین سیاسی رژیم جمهوری اسلامی ایران که به دلیل فعالیتهای سیاسی و مشکلات به وجود آماده برایمان مجبور به ترک ایران شدیم؛ در خارج از ایران نیز به جای اینکه راه عافیت طلبی و گوشه نیشینی و مشاهده سرکوب ها، اعدام ها، زندانیان سیاسی،و قتلهای زیر شکنجه را ببینیم و به جای اقدام به عملی مستقیم به محکوم کردن بدون تحرک این جنایات رژیم ایران بنشینیم ،در شرایط حاضر و پس از بیش از یک ماه که از اعتصاب غذا نسرین ستوده میگذرد و خطر مرگ تهدیدش میکند، و در مقابل نیروهای سیاسی، در فضای مجازی به اشتراک گذاشتن عکس او اقدام میکنند و مجامع حقوق بشری نیز فقط بلد هستند محکوم بکنند، لازم دیدیم که در عکس عمل به قتل فعالین سیاسی در زندان و زیر شکنجه،و در حمایت آشکار و همبستگی پراتیک با اعتصاب غذا نسرین ستوده همچنین، مطالبه آزادی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی این آکسیون را عملیاتی کنیم تا در داخل ایران نیز مردم بداند که نیروهای هستند که غیر از پشت فیس بوک نشستن انجام دادن را نیز بلد هستند.
در همین جا اعلام میکنیم ما گروهی از کنشگران سیاسی هستیم که هیچ وابستگی به سازمان مجاهدین خلق و رژیم اسرائیل نداریم.
محمد کلالی
آرش دوست حسین
28.11.2012
عکس ها و ویدئو آکسیون اعتراضی در سفارت برلین و آخرین گزارش از دستگیر شده گان

http://www.flickr.com/photos/nickjaussi/sets/72157632130884030/with/8230397776
/
http://www.youtube.com/watch?v=Kt-XbkDBtrI
https://www.dropbox.com/s/hljidjq0abhj2ze/iranianambassy.mpeg
طبق آخرین خبر رسیده متأسفانه دو تن از یارانمان با نام ها حمید و امید همچنان در بازداشت به سر می برند و به گفته وکیل در معرض خطر زندان دیپورت هستند(آبشیبونگ هفت)
۱۳۹۱ آذر ۸, چهارشنبه
حملات گسترده و اخبار متناقض سایت های رژیم نسبت به حرکت اعتراضی در سفارت برلین
حدود ساعت سه بعد از ظهر (بوقت اروپای مرکزی)، روز چهارشنبه 28.11.2012 در محوطه خارج از ساختمان که در حیات سفارت برلین پرچم جمهوری اسلامی قراردارد,گروهی از پناهجویان سیاسی مستقل و غیر حزبی مخالف رژیم
جمهوری اسلامی به همراه فعالین سیاسی آلمانی در اقدامی جسورانه در آکسیونی که نزدیک به ۱ ساعت طول کشید و در محل باقی
ماندند با پایین کشیدن پرچم رژیم و آتش زدن آن،
همچنین به احتزاز در آوردن پرچم سرخ و مشکی و با قرائت بیانیه
رسمی کنشگران و قبول مسئولیت این اقدام از سوی پناهجویان سیاسی ایرانی که
در همبستگی و حمایت از اعتصاب غذای نسرین ستوده که در چهل و سومین روز آن است، همچنین
در حمایت از زندانیان سیاسی دیگر،خواستار آزادی بی قید و شرط کنشگران سیاسی در ایران
که در بند رژیم فاشیستی،اسلامی ایران هستند شدند و در این آکسیون اعتراضی 9 نفر از شرکت
کنندگان در این اقدام شجاعانه بازداشت شدند.
خوشبختانه با مقاومتی که
در حمایت از دستگیر شدگان آکسیون امروز در سفارت رژیم ایران انجام شد در
ساعت اولیه بامداد ۲۹.۱۱.۲۰۱۲ تمامی دستگیر شدگان آزاد شدند.
اما
نیاز به حمایت بیشتر و طولانی مدت از این رفقا وجود دارد.زیرا طی خبر که
از سوی وکیل دستگیر شدگان داشتیم با فشار رژیم ایران و سفیر ایران بر
وزارت امور خارجه آلمان همچنین دستگاه غذایی و پلیس آلمان، سنگینترین
اتهام به دستگیر شدگان به آنها وارد شده است. جرمی که معنی آن اقدام علیه امنیت ملی با لطمه به روابط خارجی آلمان عنوان شده است.
همچنان یکی از رفقای ما (محمد) در معرض خطر دستگیری است. نامبرده که فعال
سیاسی ضّد جمهوری اسلامی است و طی ۸ ماه گذشته در آلمان برای احقاق حقوق
مهاجرین و پناهجویان بی وقفه در خیابان به سر برده و در اعتصاب بوده تحت
پیگرد پلیس آلمان است.و پلیس با در دست داشتن عکس وی جستجوی مکان به مکان
را برای دستگیری او انجام میدهد.
هرگونه کمک و حمایتی از این رفقا
چه حقوقی و چه سیاسی قدرت بیشتری به مبارزات کنش گرا و در عمل مستقیم ضّد
رژیم جمهوری اسلامی در این شرایط حساس تاریخی میدهد.
این اقدام شجاعانه و کنشگرانه آنچنان رژیم را سر درگم کرده است که حملات گسترده و اخبار کذب و متناقض سایت های رژیم نسبت به حرکت اعتراضی فعالین سیاسی در سفارت برلین را به همراه داشته است چراکه رژیم نگران است که مردم از حالت صرفا نظاره گری خارج شوند و دوباره به کنش سیاسی روی آورند و به همین دلیل طبق معمول یک حرکت مستقل و مردمی را به اسرائیل و مجاهدین خلق و.....منصوب می کنند تا به خیال خود حرکت مستقل مردمی را تخریب کرده باشند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا ) در قسمتی از مطلب خود نوشت :
تعرض به سفارت ایران در برلین با کینه از پیروزی مقاومت فلسطین در غزه
"گروهی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی که از سوی حامیان صهیونیست ها در آلمان حمایت می شدند،عصر روز چهارشنبه به ساختمان سفارت ایران در برلین تعرض کردند.
همچنین ایرنا به دروغ نوشت : تعرض کنندگان که تعداد آنها حدود 20 نفر بود در شرایطی به ساختمان سفارت ایران در برلین حمله کردند که شعارهای آنها مبنی بر اینکه ˈغزه با موشک های ساخت ایران پیروز شدˈ به خوبی نشان می داد که از سوی محافل صهیونیستی برای این اقدام حمایت و پشتیبانی شده بودند."
اما از جمله سایت فرارو , این اقدام را به مجاهدین نسبت داد و در قسمتی از مطلب خود با عنوان
حمله منافقین به سفارت ایران در برلین
نوشت : "حمله منافقین به سفارت کاملا
برنامه ریزی شده و با اطلاع پلیس انجام شد بطوری که پلیس آلمان هشدار سفارت
در این زمینه را نادیده گرفت و حتی در زمان حمله در ساعت 15 به
وقت محلی ، یک خودرو پلیس در نزدیکی سفارت نظاره گر این تجاوز منافقین
بود و هیچ واکنشی از خود نشان نداد.
به گفته این منبع اگاه، ده دقیقه پس از حمله منافقین، پلیس آلمان وارد عمل شد و 12 تن از افراد مهاجم را بازداشت کرد."
تمامی دستگیر شدگان آکسیون سفارت برلین آزاد شدند
خوشبختانه با مقاومتی که در حمایت از دستگیر شدگان آکسیون امروز در سفارت رژیم ایران انجام شد در ساعت اولیه بامداد ۲۹.۱۱.۲۰۱۲ تمامی دستگیر شدگان آزاد شدند.
اما نیاز به حمایت بیشتر و طولانی مدت از این رفقا وجود دارد.زیرا طی خبر که از سوی وکیل دستگیر شدگان داشتیم با فشار رژیم ایران و سفیر ایران بر وزارت امور خارجه آلمان همچنین دستگاه غذایی و پلیس آلمان، سنگینترین اتهام به دستگیر شدگان به آنها وارد شده است. جرمی که معنی فارسی آن اقدام علیه امنیت ملی با لطمه به روابط خارجی آلمان عنوان شده است.
همچنان یکی از رفقای ما (محمد) در معرض خطر دستگیری است. نامبرده که فعال سیاسی ضّد جمهوری اسلامی است و طی ۸ ماه گذشته در آلمان برای احقاق حقوق مهاجرین و پناهجویان بی وقفه در خیابان به سر برده و در اعتصاب بوده تحت پیگرد پلیس آلمان است.و پلیس با در دست داشتن عکس وی جستجوی مکان به مکان را برای دستگیری او انجام میدهد.
هرگونه کمک و حمایتی از این رفقا چه حقوقی و چه سیاسی قدرت بیشتری به مبارزات کنش گرا و در عمل مستقیم ضّد رژیم جمهوری اسلامی در این شرایط حساس تاریخی میدهد.
گزارشات بیشتر در ساعت آینده ارائه میشود.
آرش دوست حسین
آخرین گزارش از وضعیت و شرایط آکسیون ضّد جمهوری اسلامی و اشغال سفارت ایران در برلین
آخرین گزارش از وضعیت و شرایط آکسیون ضّد جمهوری اسلامی و اشغال سفارت ایران در برلین:
فعالین سیاسی ایرانی و آلمانی در حمایت از دستگیر شدگان امروز در سفارت ایران به مرکز پلیس در برلین انتقال داده شده اند،جلوی این مرکز تجمع کرده اند و با محاصره آن و سر دادن شعار هایی، همبستگی و حمایت خود را از آنان اعلام کرده اند و خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط آنها هستند.
همچنین در بیانیه ایی رسمی از سوی پناهجویان و فعالین سیاسی با دادن اولتیماتوم برای آزادی یارانمان اعلام شده است که در صورت عدم آزادی آنان تا فردا صبح ساعت ۹ همه وارد اعتصاب غذای خشک خواهند شد.
همچنین یکی دیگر از رفقای ما نیز به نام محمد تحت پیگرد پلیس قرار دارد
در اینجا به همه فعالین و کنشگران سیاسی در برلین فراخوان داده میشود که برای حمایت از این رفقا خود را به محل مرکز پلیس برسانند و اجازه تنها ماندن آنها را در بند پلیس ندهند.
گزارشات تکمیلی در ساعت آینده فرستاده خواهد شد...
آرش دوست حسین
فعالین سیاسی ایرانی و آلمانی در حمایت از دستگیر شدگان امروز در سفارت ایران به مرکز پلیس در برلین انتقال داده شده اند،جلوی این مرکز تجمع کرده اند و با محاصره آن و سر دادن شعار هایی، همبستگی و حمایت خود را از آنان اعلام کرده اند و خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط آنها هستند.
همچنین در بیانیه ایی رسمی از سوی پناهجویان و فعالین سیاسی با دادن اولتیماتوم برای آزادی یارانمان اعلام شده است که در صورت عدم آزادی آنان تا فردا صبح ساعت ۹ همه وارد اعتصاب غذای خشک خواهند شد.
همچنین یکی دیگر از رفقای ما نیز به نام محمد تحت پیگرد پلیس قرار دارد
در اینجا به همه فعالین و کنشگران سیاسی در برلین فراخوان داده میشود که برای حمایت از این رفقا خود را به محل مرکز پلیس برسانند و اجازه تنها ماندن آنها را در بند پلیس ندهند.
گزارشات تکمیلی در ساعت آینده فرستاده خواهد شد...
آرش دوست حسین
سفارت ایران در برلین در اعتراض به سیاست های سرکوبگرانه حکومت ایران امروز اشغال شد
سفارت ایران در برلین در اعتراض به سیاست های سرکوبگرانه حکومت ایران امروز اشغال شد
امروز در یک اقدام برنامه ریزی شده گروهی از پناهجویان سیاسی مخالف رژیم
جمهوری اسلامی به همراه فعالین سیاسی آلمانی در اقدامی متهورانه سفارت
رژیم را در برلین به تصرف خود در آوردند و نزدیک به ۱ ساعت در محل باقی
ماندند .
این آکسیون با پایین کشیدن پرچم رژیم و آتش زدن آن،
همچین به احتزاز در آوردن پرچم سرخ و مشکی آغاز شد و با قرائت بیانیه
رسمی کنشگران و قبول مسئولیت این اقدام از سوی پناهجویان سیاسی ایرانی که
در همبستگی و حمایت از اعتصاب غذای نسرین ستوده در ۴۳ روز آن، همچنین
زندانیان سیاسی دیگر،خواستار آزادی بی قید و شرط کنشگران سیاسی در ایران
که در بند رژیم فاشیستی،اسلامی ایران هستند شدند.
۹ نفر از شرکت
کنندگان در این اقدام شجاعانه بازداشت شدهاند و ساعت ۲۰ تجمعی از طرف
حامیان برای درخواست آزادی آنان در برلین برگزار خواهد شد.از همهی فعالین
در برلین دعوت میشود برای حمایت از این حرکت و کسانی که سفارت را اشغال
کردهاند هماکنون خود را به محل برسانند!
خبر موثق:
اسامی دستگیر شدگان:ایرانی
هومر،امید،حمید،صادق،کیوان،راد،حمید
گزارشی از :آرش دوست حسین
مطالب مرتبط :
آخرین گزارش از وضعیت و شرایط آکسیون ضّد جمهوری اسلامی و اشغال سفارت ایران در برلین
تمامی دستگیر شدگان آکسیون سفارت برلین آزاد شدند
۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه
in support of political prisoners on hunger strike in Turkey
In our very recent history we are faced, more than ever, with the facts that
the oppressed and the downtrodden have nothing to lose in their struggle to
achieve freedom and equality, except their chains. During this period, various
forms of fascism have been systematically responsible for inhibiting the
potential and actual movements of the oppressed: from nationalist fascism to
religious fascism. And of course it should not be forget to mention that the liberal
democracy has also its own fascistic character with their discriminating laws,
educational systems and the trained police forces, which all together are in
connection to troll of the Capital and for providing more profits for the
"one percent" at the top. The system being dominated today on the destinies
of the nations, not only is unable to provide equal human rights, while presenting
that as a disgusting formality, but also in order to guarantee the interests of
the untroubled rich part, divests much of the rights from many parts of the
societies, and puts the opponents under repressions. Today in a large sections
of the earth, the people are fighting to access to the most elementary rights
and at the same time are repressed: the right to choose free life for refugees
and asylum seekers, the right to determine the own destiny by the nations; the
right to acquire minimum welfare and job security for the workers, the social
rights and equality for women and etc.. Governments or more precisely, the
local rulers of the global system, justify all aspects of repressive measures
and approaches, by their own manipulated means. They speak in different languages
and discourses about current trends of deprivation/control/suppression. As they
say: it is because of the lessons of our excellent religion and the will of
God, it is because of the benefits of our nation and the better density of our
ancestral land, it is necessary to save our democracy or economic security (the
security of the rich).
Accordingly, any kind of protest
against the existing inequality from will be interpreted and labeled in advance,
by the inherent guards of the system, as a revolt against the will and benefits
of the public. By reviewing various articles and provisions related to the
discriminatory laws in different countries, it will be revealed that regarding
the existing capabilities of the mankind, the human societies have taken a huge
step back from their historical achievements towards realizing freedom and
equality. Particularly, the current structures of power, the necessity of
unfair and discriminating laws is theorized and justified in very shameful
methods by the army of experts and professionals. Then these fake discourses
are imposed in nice packages upon the people, by the army of the state-affiliated
intellectuals and journalists, through non-stop repetitions in mainstream media.
On the other hand, in addition to the structural
violence hidden in laws and medial authority, governments enjoy another source
of legal violence in form of police and army, which are used in necessary
occasions. Of course applying this type of violence requires theoretical
supports and legal justification, which are in turn provided by the religious
and nationalist doctrines of fascism and also by the dogma of liberal
democracy. Outstanding examples of this trend can be seen today in different
forms: the military attacks and bombardments with the slogan of granting
democracy, mass executions and genocide with religious and nationalist claims, oppressing
the lower-class struggles and people rights to rule their own destinies, on the
name of the battle against terrorism. The general formula in all these
suppressions is described as: "whoever who is not obeying us is against
us!" In this way, any action for achieving a discarded right is pictured
as an anti-government action, namely is regarded as a criminal. In this
situation, surrounded by such an impasse, it is not surprising that
hunger-strike becomes the only available armament to the political prisoners to
keep their resistance and to express in public the contents and intentions of
their resistance.
The fact that currently many political activists in different countries
are imprisoned, regardless of the formal reasons of their detentions, which is
related to the local political circumstances, indicates that the dominating system
in all its appearances as different governments is compelled to extinguish the
voice of the opponents. For example, today about one thousand political
prisoners in Turkey and nine female political prisoners in Iran are on hunger
strike. Both groups have challenged the fascist systems: nationalist fascism in
Turkey government and religious fascism in Iran.
Since we, consider our movement as part of the global struggles of the
workers and the oppressed towards freedom and equality, we find ourselves in
alliance with the hunger-striking prisoners in Turkey and Iran, as well as with
the hunger-striking asylum seekers in Australia, and hereby, we announce our
solidarity and alliance with them. We also warn the respective governments that
they will be accounted responsible for any possible harm to the health of the
hunger- striking prisoners and asylum-seekers in these countries. In the same
context, we plea all awaking lives and independent groups to do their best
efforts for protecting the mentioned hunger-strikers and to help them fulfill
their right demands. We are together able to put the European governments and
international societies under pressure for abandoning their indifferent and
double-standard behaviors with this respect and replacing that with transparent
measures. Regarding the close relationships between the governments of Germany
and Turkey, we should warn here the German government that we, striking
asylum-seekers, are carefully observing their political reaction to the danger
threatening the hunger-striking prisoners in Turkey and we will consider this
reaction as an essential part of the general treatment of German government to
our own protests, because for us the way of treatment to such fundamental
issues could not be split to different standards. Hence, the way of reaction of
German government to the situation of hunger-striking prisoners in Turkey will
directly influence our judgments about the formal promises given from German
government as initial response to our protests. This behavior will in turn
directly affect our decisions for the future forms of our street protests.
Solidarity and Battle!
Nov. 10, 2012
در حمایت از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده در ترکیه و ایران
منبع عکس
در دوره تاریخی حاضر بیش از همیشه با این واقعیت مواجهیم که سرکوب شدگان، رنجبران و ستمدیدگان در مبارزاتشان برای رسیدن به آزادی و برابری جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند. در این دوران اشکال مختلف فاشیسم به طور سیستماتیک عهده دار مهار تحرک های بالقوه و بالفعل ستمدیدگان هستند: از فاشیسم ناسیونالیستی تا فاشیسم مذهبی؛ و البته از یاد
در دوره تاریخی حاضر بیش از همیشه با این واقعیت مواجهیم که سرکوب شدگان، رنجبران و ستمدیدگان در مبارزاتشان برای رسیدن به آزادی و برابری جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند. در این دوران اشکال مختلف فاشیسم به طور سیستماتیک عهده دار مهار تحرک های بالقوه و بالفعل ستمدیدگان هستند: از فاشیسم ناسیونالیستی تا فاشیسم مذهبی؛ و البته از یاد
نبریم که لیبرال دموکراسی هم فاشیسم خاص خود را دارد با قوانین تبعیض
آمیز، نظام آموزشی و نیروهای پلیس آموزش دیده اش که همه اینها در پیوند با
هم بسترهای لازم برای چرخش سرمایه و انباشت سود بیشتر برای «یک درصد»
فرادستان جوامع را فراهم می کنند. سیستمی که امروزه بر سرنوشت ملت ها مسلط
است نه تنها از تامین حقوق انسانی برابر ناتوان است و صرفا نمایشی مهوع از
برابری حقوقی صوری را عر ضه می کند، بلکه آشکارا در جهت تضمین منافع
فرادستان، از بسیاری از بخش های جامعه سلب حق می کند و معترضان را نیز مورد
تعقیب و سرکوب قرار می دهد. امروز در بخش های بزرگی از پهنه زمین، مردم
برای دسترسی به ابتدایی ترین حقوق پایمال شده خود در حال مبارزه و همزمان
در حال سرکوب شدن هستند: از حق انتخاب زندگی آزادانه برای آوارگان و
پناهجویان، تا حق تعیین سرنوشت برای خلق ها؛ از حق برخورداری از حداقل رفاه
و امنیت شغلی برای کارگران تا حقوق اجتماعی برابر برای زنان و غیره. دولت
ها یا همان حاکمان محلی نظم مستقر با توسل به ارزشگذاری های دست ساز خویش،
تمام سویه های سرکوبگرانه این وضعیت را موجه نمایی می کنند؛ آنها به زبان
های مختلف درباره این روند سلب/کنترل/سرکوب سخن می گویند: صلاح دین و اراده
خداوندمان چنین است؛ صلاح ملت و سرنوشت سرزمین اجدادی مان در این است؛ و
یا صلاح دموکراسی و امنیت اقتصادی (طبعا امنیت فرادستان) در این است!
به همین دلیل هر نوع اعتراض و مبارزه علیه بی حقی ها و نابرابری های موجود پیشاپیش از سوی حافظان سیستم به معنای عصیان علیه خواست و منفعت عمومی تعبیر و قلمداد می شود. با مرور بندها و تبصره های مختلف گنجانده شده در متن قوانین تبعیض آمیز کشورها، در می یاببم که به لحاظ قابلیت های تاریخی موجود، جوامع بشری پسرفتی چشمگیر در زمینه حرکت در جهت تحقق آزادی و برابری داشته اند. مشخصا در ساختار قدرت موجود، ضرورت وجودی قوانین ناعادلانه و تبعیض آمیز به شرم آور ترین شیوه ممکن توسط لشکر کارشناسان حرفه ای تئوریزه می شود و سپس این آموزه ها در بسته بندی های زیبا توسط لشکر روشنفکران و ژورنالیست های وابسته به دولت ها از طریق تکرار بی وقفه در رسانه های مین استریم به مردم تحمیل می شوند.
از سوی دیگر، دولت ها علاوه بر خشونت پنهان در مجموعه قوانین شان و نیز برخورداری از اقتدار رسانه ای، در مواقع لازم به خشونتی تمام عیار متوسل می شوند که توسط پلیس و ارتش اجرا می شود. البته توسل به این خشونت ها مستلزم پشتیبانی نظری و تدارکات توجیهی است که با بهره گیری از انواع دکترین های مذهبی، فاشیستی و یا دگم های لیبرال دموکراسی انجام می گیرد. مصداق های بیرونی این رویه را امروزه در اشکال مختلف می توان مشاهده کرد: از تهاجم نظامی و بمباران با شعار اعطای دموکراسی تا اعدام و نسل کشی با داعیه های مذهبی و ملی گرایانه تا سرکوب مبارزات خلق ها یا طبقات اجتماعی ستمدیده، با نام مبارزه با ترورسیم. در این سرکوب ها فرمول عام چنین تعریف شده است: «هر کس که با ما نیست، مجرم است». همین جاست که هر اقدامی برای رسیدن به حقی پایمال شده، از سوی دولت ها اقدامی مجرمانه قلمداد می شود.
درست به همین خاطر است که در تنگنای چنین زندانی، تنها یک سلاح برای مقاومت زندانی باقی می ماند و آن اعتصاب غذا است که زندانی آن را به مثابه تنها امکان برای دیده شدن و شنیده شدن مضمون مبارزه اش به کار می گیرد.
اینکه امروزه فعالین سیاسی زیادی در زندان های دولت هایی در نقاط مختلف زمین در حبس هستند فارغ از چرایی اسیر بودن شان، که وابسته به شرایط سیاسی و محلی دارد، بیانگر آن است که سیستم مستقر در همه تجلی های دولتی اش ناچار است صدای مخالفان را خاموش سازد. برای مثال امروز در جغرافیای ترکیه و ایران زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند: نزدیک هزار زندانی سیاسی در ترکیه و نه زندانی سیاسی زن در ایران اکنون در اعتصاب غذا به سر می برند. هر دو گروه به سهم خویش سیستم های فاشیستی در دو جغرافیای سیاسی را به چالش کشیده اند: فاشیسم ناسونالیستی دولت ترکیه و فاشیسم مذهبی دولت ایران.
باید از این مرحله به بعد همه تلاشها در جهت نشان دادن الترناتیو برای پیگیری خواستەهای این زندانیان باشد.
برخورد با دستگاهی که هیچ امکان عاری از خشونتی برای قربانی یا زندانی و حامیان او باقی نگذاشتە است، باید چگونه باشد؟
آیا به عنوان انسان باید بگذاریم در مقابل دیدگان ما زندانی جانش را در مقابله با عدالت تاخت بزند و به خود صدمه گاه غیر قابل جبران وارد کند؟حاکم و محکمه او در این دو کشور حاضر به ایجاب یا حتی شنیدن خواستەهای این زندانیان نبودە و در کمال بی مسولیتی در جهت تداوم و تشدید سرکوب این زندانیان قدم بر میدارند و به اعتصاب آنان نیز بسا بە عنوان حذف تدریجی و نابودی جان و تن قربانی نگاه می کند. وجدانهای بیدار، جامعه جهانی نباید بگذارد این زندانیان صدمه بیشتری را متحمل شوند.
بدون هزینه زندانیان را بگور میفرستند
بدتر از مرگ را به زندانی تحمیل می کنند...
جهت پاسخ به سوالات بالا و جلوگیری از فاجعه انسانی باید پیگیری خواستەهای این زندانیان در دستور کار همه ما قرار گیرد.
باید اقدامی و کارزار همگانی را بە منظور جلب توجه جامعه جهانی و کمک به همه زندانیانی که مجبور به اعتصاب می شوند سازمان داد.
ما از آنجا که حرکت خود را جزئی از پهنه مبارزات جهانی زحمت کشان و ستمدیدگان در راستای آزادی و برابری می شناسیم، خود را در کنار زندانیان اعتصابی ترکیه و ایران می دانیم و بدین وسیله همبستگی و اتحاد خود را با مبارزات آنان اعلام می کنیم. ما همچنین به دولت های ترکیه و ایران هشدار می دهیم که مسئولیت جان تک تک این زندانیان به عهده دولتمردان این کشورهاست. در همین رابطه ما از همه جان های بیدار و نهادهای مردمی و گروههای مستقل درخواست می کنیم که برای نجات جان این زندانیان و نیز تحقق مطالبات بر حق شان تمامی امکانات خود را به کار بگیرند. ما می توانیم در همبستگی با یکدیگر دولت های اروپایی و مجامع بین المللی را تحت فشار بگذاریم تا در رابطه با این اعتصابات به رفتار دیپلوماتیک مزورانه و ظاهرا بی طرفانه شان با دولت های ترکیه و ایران پایان دهند و حداقل نسبت به جان انسان ها احساس مسئولیت کنند. در همین جا با توجه به ارتباطات نزدیک دولت های آلمان و ترکیه، ما به سهم خود به دولت فدرال آلمان هشدار می دهیم که ما پناهجویان اعتصابی، نحوه رفتار دولت آلمان نسبت به سرنوشت زندانیان اعتصابی ترکیه را به مثابه رویکرد کلی دولتمردان آلمان نسبت به اعتراضات خود تلقی می کنیم، چرا که برای ما استانداردهای به کار گرفته شده در این دو حوزه تفکیک شدنی نیست. از این رو نحوه مواجهه دولت آلمان با این مساله بی تردید بر قضاوت های ما درباره وعده های کلامی داده شده و نیز بر اشکال آتی اعتراضات خیابانی ما تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.
اتحاد و مبارزه
november 2012
جمعی از آنارشیستهای "صدای آنارشیسم" در آلمان
به همین دلیل هر نوع اعتراض و مبارزه علیه بی حقی ها و نابرابری های موجود پیشاپیش از سوی حافظان سیستم به معنای عصیان علیه خواست و منفعت عمومی تعبیر و قلمداد می شود. با مرور بندها و تبصره های مختلف گنجانده شده در متن قوانین تبعیض آمیز کشورها، در می یاببم که به لحاظ قابلیت های تاریخی موجود، جوامع بشری پسرفتی چشمگیر در زمینه حرکت در جهت تحقق آزادی و برابری داشته اند. مشخصا در ساختار قدرت موجود، ضرورت وجودی قوانین ناعادلانه و تبعیض آمیز به شرم آور ترین شیوه ممکن توسط لشکر کارشناسان حرفه ای تئوریزه می شود و سپس این آموزه ها در بسته بندی های زیبا توسط لشکر روشنفکران و ژورنالیست های وابسته به دولت ها از طریق تکرار بی وقفه در رسانه های مین استریم به مردم تحمیل می شوند.
از سوی دیگر، دولت ها علاوه بر خشونت پنهان در مجموعه قوانین شان و نیز برخورداری از اقتدار رسانه ای، در مواقع لازم به خشونتی تمام عیار متوسل می شوند که توسط پلیس و ارتش اجرا می شود. البته توسل به این خشونت ها مستلزم پشتیبانی نظری و تدارکات توجیهی است که با بهره گیری از انواع دکترین های مذهبی، فاشیستی و یا دگم های لیبرال دموکراسی انجام می گیرد. مصداق های بیرونی این رویه را امروزه در اشکال مختلف می توان مشاهده کرد: از تهاجم نظامی و بمباران با شعار اعطای دموکراسی تا اعدام و نسل کشی با داعیه های مذهبی و ملی گرایانه تا سرکوب مبارزات خلق ها یا طبقات اجتماعی ستمدیده، با نام مبارزه با ترورسیم. در این سرکوب ها فرمول عام چنین تعریف شده است: «هر کس که با ما نیست، مجرم است». همین جاست که هر اقدامی برای رسیدن به حقی پایمال شده، از سوی دولت ها اقدامی مجرمانه قلمداد می شود.
درست به همین خاطر است که در تنگنای چنین زندانی، تنها یک سلاح برای مقاومت زندانی باقی می ماند و آن اعتصاب غذا است که زندانی آن را به مثابه تنها امکان برای دیده شدن و شنیده شدن مضمون مبارزه اش به کار می گیرد.
اینکه امروزه فعالین سیاسی زیادی در زندان های دولت هایی در نقاط مختلف زمین در حبس هستند فارغ از چرایی اسیر بودن شان، که وابسته به شرایط سیاسی و محلی دارد، بیانگر آن است که سیستم مستقر در همه تجلی های دولتی اش ناچار است صدای مخالفان را خاموش سازد. برای مثال امروز در جغرافیای ترکیه و ایران زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند: نزدیک هزار زندانی سیاسی در ترکیه و نه زندانی سیاسی زن در ایران اکنون در اعتصاب غذا به سر می برند. هر دو گروه به سهم خویش سیستم های فاشیستی در دو جغرافیای سیاسی را به چالش کشیده اند: فاشیسم ناسونالیستی دولت ترکیه و فاشیسم مذهبی دولت ایران.
باید از این مرحله به بعد همه تلاشها در جهت نشان دادن الترناتیو برای پیگیری خواستەهای این زندانیان باشد.
برخورد با دستگاهی که هیچ امکان عاری از خشونتی برای قربانی یا زندانی و حامیان او باقی نگذاشتە است، باید چگونه باشد؟
آیا به عنوان انسان باید بگذاریم در مقابل دیدگان ما زندانی جانش را در مقابله با عدالت تاخت بزند و به خود صدمه گاه غیر قابل جبران وارد کند؟حاکم و محکمه او در این دو کشور حاضر به ایجاب یا حتی شنیدن خواستەهای این زندانیان نبودە و در کمال بی مسولیتی در جهت تداوم و تشدید سرکوب این زندانیان قدم بر میدارند و به اعتصاب آنان نیز بسا بە عنوان حذف تدریجی و نابودی جان و تن قربانی نگاه می کند. وجدانهای بیدار، جامعه جهانی نباید بگذارد این زندانیان صدمه بیشتری را متحمل شوند.
بدون هزینه زندانیان را بگور میفرستند
بدتر از مرگ را به زندانی تحمیل می کنند...
جهت پاسخ به سوالات بالا و جلوگیری از فاجعه انسانی باید پیگیری خواستەهای این زندانیان در دستور کار همه ما قرار گیرد.
باید اقدامی و کارزار همگانی را بە منظور جلب توجه جامعه جهانی و کمک به همه زندانیانی که مجبور به اعتصاب می شوند سازمان داد.
ما از آنجا که حرکت خود را جزئی از پهنه مبارزات جهانی زحمت کشان و ستمدیدگان در راستای آزادی و برابری می شناسیم، خود را در کنار زندانیان اعتصابی ترکیه و ایران می دانیم و بدین وسیله همبستگی و اتحاد خود را با مبارزات آنان اعلام می کنیم. ما همچنین به دولت های ترکیه و ایران هشدار می دهیم که مسئولیت جان تک تک این زندانیان به عهده دولتمردان این کشورهاست. در همین رابطه ما از همه جان های بیدار و نهادهای مردمی و گروههای مستقل درخواست می کنیم که برای نجات جان این زندانیان و نیز تحقق مطالبات بر حق شان تمامی امکانات خود را به کار بگیرند. ما می توانیم در همبستگی با یکدیگر دولت های اروپایی و مجامع بین المللی را تحت فشار بگذاریم تا در رابطه با این اعتصابات به رفتار دیپلوماتیک مزورانه و ظاهرا بی طرفانه شان با دولت های ترکیه و ایران پایان دهند و حداقل نسبت به جان انسان ها احساس مسئولیت کنند. در همین جا با توجه به ارتباطات نزدیک دولت های آلمان و ترکیه، ما به سهم خود به دولت فدرال آلمان هشدار می دهیم که ما پناهجویان اعتصابی، نحوه رفتار دولت آلمان نسبت به سرنوشت زندانیان اعتصابی ترکیه را به مثابه رویکرد کلی دولتمردان آلمان نسبت به اعتراضات خود تلقی می کنیم، چرا که برای ما استانداردهای به کار گرفته شده در این دو حوزه تفکیک شدنی نیست. از این رو نحوه مواجهه دولت آلمان با این مساله بی تردید بر قضاوت های ما درباره وعده های کلامی داده شده و نیز بر اشکال آتی اعتراضات خیابانی ما تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.
اتحاد و مبارزه
november 2012
جمعی از آنارشیستهای "صدای آنارشیسم" در آلمان
اشتراک در:
پستها (Atom)











